/ 8 نظر / 25 بازدید
وبلاگ علمي-آموزشي گراند يک منبع آموزشي در اينترنت

سلام دوست عزيز وبلاگ خوبي داري.منم يه وبلاگ در زمينه علمي آموزشي دارم.خوشحال ميشم با هم تبادل لينك داشته باشيم.اگه مايل بودي منو با نام وبلاگ علمي-آموزشي گراند يک منبع آموزشي در اينترنت http://grand.persianblog.ir/ لينك كن و بهم خبر بده تا لينكت كنم موفق باشي

مهسا

سلام خانم خدا بخش ببخشید اتفاقی وارد وبلاگتون شدم متونید کمک کنید؟ دانشجوی کامپیوترم اما تحقیق فیزیکی دادن بهمون،در مورد "آمورف" شما میتونید کمک کنید؟ میشه بهم میل بزنید؟ mahsa.nafas2011@gmail.com اگه میل نزنید همین جا تو وبتونم بذارید ممنون میشم تا دوشنبه وقت دارم فقط! وااای توروخدا کمک کنید

omid

سلام دوست عزیز،من مدیر یه وبلاگ کلاسی هستم،با اجازه از لینک سایت شما در وبلاگ خودمون استفاده کردم،ممنون از مطالب جالبی که ارائه میدین.در صورت تمایل میتونین لینک وب ما رو در سایت علمی تون قرار بدین،فعلا

محسن

سلام بهترين برنامه هاي هک HTTPS://www.m0rtalKombat.com/Forums انجمن تخصصي ويژوال بيسيک مورتال www.MortalVB.com دانلود نرم افزارهاي روز دنيا با لينک مستقيم www.MortalSoft.com [قلب]

محسن

[گل]سلام[گل] ( یک شبی از آن شبهای تنهایی با سری پر از افکار سودایی رفتم به خواب دیدم معبدی نور باران تک درختی در میانش سر به سوی آسمان بسان هیبت البرز شکوه بی مثالی داشت وقاری بی نهایت سبز یقین کردم ازلی درخت دانش است سر کشیده از معبد عشق رنگ حسادت نداشت ذات خساست نداشت مفهوم تکامل بود و تعبیر نجابت از پس حریر خواب دانشی فرزانه دیدم چنبره در درون هر خزه هر حشره حرمتی دیدم در نیش مار کرامتی در میوه ی کاج به دل گفت میوه هایش به سبد دست به دست خواهد رفت و نسیم نفسش شهر به شهر با شوق بی انتها چون زائری برهنه پا کردم بسویش دستی دراز اما اشارتی بود و گذشت نشئه یی بود و پرید...)[گل][گل][گل]

محسن

[گل]سلام[گل] ( یک شبی از آن شبهای تنهایی با سری پر از افکار سودایی رفتم به خواب دیدم معبدی نور باران تک درختی در میانش سر به سوی آسمان بسان هیبت البرز شکوه بی مثالی داشت وقاری بی نهایت سبز یقین کردم ازلی درخت دانش است سر کشیده از معبد عشق رنگ حسادت نداشت ذات خساست نداشت مفهوم تکامل بود و تعبیر نجابت از پس حریر خواب دانشی فرزانه دیدم چنبره در درون هر خزه هر حشره حرمتی دیدم در نیش مار کرامتی در میوه ی کاج به دل گفت میوه هایش به سبد دست به دست خواهد رفت و نسیم نفسش شهر به شهر با شوق بی انتها چون زائری برهنه پا کردم بسویش دستی دراز اما اشارتی بود و گذشت نشئه یی بود و پرید...)[گل][گل][گل]

محسن

[گل]سلام[گل] ( یک شبی از آن شبهای تنهایی با سری پر از افکار سودایی رفتم به خواب دیدم معبدی نور باران تک درختی در میانش سر به سوی آسمان بسان هیبت البرز شکوه بی مثالی داشت وقاری بی نهایت سبز یقین کردم ازلی درخت دانش است سر کشیده از معبد عشق رنگ حسادت نداشت ذات خساست نداشت مفهوم تکامل بود و تعبیر نجابت از پس حریر خواب دانشی فرزانه دیدم چنبره در درون هر خزه هر حشره حرمتی دیدم در نیش مار کرامتی در میوه ی کاج به دل گفت میوه هایش به سبد دست به دست خواهد رفت و نسیم نفسش شهر به شهر با شوق بی انتها چون زائری برهنه پا کردم بسویش دستی دراز اما اشارتی بود و گذشت نشئه یی بود و پرید...)[گل][گل][گل]

شکوفه

سلام.نسرین جان خیلی خیلی خوشحال شدم که ازم یاد کردی.راستی به نظرت چکار باید کرد؟پیشنهاد می کنم از طریق اییمیل کمی در مورد این موضوع با هم گپ بزنیم خدا را چه دیدی شاید نتیجه ی به درد بخوری هم گرفتیم.